قادر حيدرى فسايى

45

شرح مضموني كفاية الأصول ( فارسى )

شرط استعمال در اين اطلاق وجود دارد . چون لفظ در اين اطلاق ، مستعمل و فرد ديگرى مماثل با آن لفظ ، مستمل فيه است و بديهى است كه لفظ با فرد مماثل با آن متغاير مىباشد . 3 و 4 ) اطلاق لفظ و ارادهء نوع ( مثل زيد لفظ ) يا صنف ( مثل زيد اذا وقع فى اول الجملة الاسميّة فهو مبتدا ) اين دو اطلاق با يك ملاحظه و نظر از باب القاء و ايجاد موضوع و با يك ملاحظه و نظر ديگر از قبيل استعمال لفظ در معنا هستند . ملاحظهء اول : « 1 » در اين ملاحظه مىگوييم ، شرط استعمال در اين دو اطلاق وجود ندارد . توضيح در ضمن سه مرحله : مرحله 1 : لفظى كه در قضيه موضوع قرار گرفته است ، نسبت به نوع يا صنف فرد و كلى محسوب مىشوند . در مسأله زيد لفظ كه از باب اطلاق لفظ و ارادهء نوع بود ، زيد نسبت به نوع ( كلى لفظ زيد ) فرد و كلى هستند و در مثال زيد اذا وقع فى اول الجملة الاسميّة فهو مبتدا كه از باب اطلاق لفظ و ارادهء صنف بود ، زيد نسبت به صنف ( صنف زيد مبتدا ) فرد و كلى هستند چون زيد در اين قضيه فردى از صنف زيد مبتدا است يعنى خود زيد در اين مثال مبتدا است . مرحله 2 : بعد از اينكه فرد و كلى محسوب شدند اين فرد به‌عنوان اينكه فرد براى نوع يا صنف است در نظر مىگيريم نه به‌عنوان اينكه اين فرد خصوصيت دارد . مرحله 3 : بعد از اينكه به‌عنوان فرد براى نوع يا صنف در نظر گرفتيم ، در اطلاق لفظ و ارادهء نوع مثل زيد لفظ عين اين است كه بگوئيم نوع زيد لفظ است ( چون با اين نظر ، اين زيد خصوصيت ندارد . بلكه اين زيد در لفظ بودن مثل زيدهاى ديگر خواهد بود ) . و در اطلاق لفظ و ارادهء صنف مثل زيد اذا وقع فى اول الجملة الاسميّة فهو مبتدا عين اين است كه بگوئيم صنف زيد مبتدا ، مبتدا است . ( چون با اين نظر ، اين زيد خصوصيت ندارد بلكه اين زيد مثل ديگر زيدهاى مبتدا است ) . با اين بيان ، شرط استعمال در اين دو اطلاق منتفى مىشود و مستعمل و مستعمل فيه عين هم خواهند شد . به بيان ديگر ، اطلاق لفظ و ارادهء نوع و يا صنف از باب ايجاد كلى به واسطهء ارائه

--> ( 1 ) - اين ملاحظه در بعضى از امثلهء نوع و صنف صحيح است .